احمدی نژاد، اولین خاکریز - استاد طاهرزاده


این مطلب رو در سایت صریح نیوز دیدم در احمدی نژاد بود با چاشنی سخنان آقا «حفظه‌الله» :



 

استاد اصغر طاهرزاده در پاسخ به پرسشی از ایشان درباره دکتر احمدی نژاد و ماجراهای اخیر سیاسی، یادداشتی منتشر کردند که به دلیل اهمیت، آن را به همراه سوال مذکور تقدیم می نماییم:


سوال:


بسمه تعالی


با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده مسئول واحد سیاسی پایگاه بسیج .... هستم و در این پستی که قرار گرفته‌ام یک سالی است که فعالیت دارم و گاهی اوقات با سوالات دوستان درباره‌ی اوضاع سیاسی کشور روبرو می‌شوم و الحمدلله پاسخ‌....

ادامه نوشته

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد علیه اساسِ نظامِ صهیونی – ربوی بانکداری


سخنان منتشر نشده احمدی نژاد علیه اساسِ نظامِ صهیونی – ربوی بانکداری


      در زمانه ای که از «وال استریت»، کانون بانکداری جهانی، شعارهایی همچون «بانکها را اشغال کنید» و «نظام بانکداری باید حذف شود»، به گوش می رسد، در تهران، رئیس جمهوری ایران، در روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۰، در تالار وزارت کشور و در همایش سراسری مشاوران جوان ریاست جمهوری، سخنانی را علیهِ اساسِ نظام بانکداری، ماهیت صهیونیستی و الیگارشیک آن و ماهیت ربویِ غیرقابل اجتناب آن به زبان راند که هر چند کوتاه بود اما به لحاظ بنیادی بودنش و اهمیت ناشی از آن، آنطور که شایسته بود بازتاب نیافت.

سخنان دکتر احمدی نژاد را شاید بتوان واکنشی در برابر بازیِ کثیفِ دو سر بردِ بانکها در چند ماه اخیر، در بازار طلا که بالاخره و به تلخی، افزایش سود بانکی را به دولت تحمیل کرد، به حساب آورد. اما احمدی نژاد با این سخنانِ بنیانی نشان داد که اسیرِ مسائل روزمره هم نیست و افقی بسیار فراتر را در نظر دارد. هر چند موانع برای رسیدن به این افق، فراوان هستند.
خوشبختانه وبلاگ «گامی به سوی بصیرت»، دو روز پیش، فایل صوتی این سخنرانی را منتشر کرد. در ادامه، فراز مربوط به نظام بانکداری را از سخنرانی رئیس جمهوری پیاده و ویرایش کرده ام که می توان گفت به این شکل، برای اولین بار منتشر می شوند:

«شما همه اهلش هستید، هم می توانید مراجعه کنید، مطالعه کنید، هم خیلی هایتان می دانید. سیستم بانکداری که الان وجود دارد از کجا آمده است؟
بعد از عروج حضرت عیسی علیه السلام، کلیسا و روحانیت مسیحیت درست شد. اینها بساطی است که تا الان تا حدودی ادامه دارد. از همان موقع، بازار پول و سکه، دست یک عده که من بهشان می گویم صهیونیست بود. اینها رباخواری می کردند. همیشه با کلیسا دعوا داشتند. کلیسا هیچ گاه اقدامات اینها را تایید نکرد. می گفت شما رباخوارید. اینها هی می رفتند چانه می زدند، شکل کارشان را عوض می کردند، روابط کارشان را عوض می کردند، می بردند از کلیسا تاییدیه بگیرند، اما کلیسا تاییدیه نمی داد. با همه ویژگی های همان کلیسا. کلیسا می گفت این ربا است. بر خلاف آیین مسیح است. بر خلاف حکم خدا است.
اینهایی که پول دستشان است یک سلسله اند؛ خانواده در خانواده، فرزند در فرزند، نسل در نسل. در دنیا در اقلیت هستند ولی شناخته شده اند. حدود پانصد سال پیش، اینها آمدند یک کلک سوار کردند. آمدند بانک را تعریف کردند. پول کاغذی را به عنوان رسیدِ سپرده تعریف کردند، یک جلوه ای دادند و رفتند مدتی طولانی با کلیسا مذاکره کردند. اینهایی که می گویم همه اش مستند است. بالاخره، مجوز مبانی و عملکردِ سیستم بانکی امروزی دنیا را از کلیسا گرفتند. بعد، این خانواده بزرگ، در خانه خودشان به عنوان یک پیروزی عظیم تاریخی جشن گرفتند. گفتند کلاهی سر کلیسا گذاشتیم که تا هزار سال دیگر متوجه نخواهد شد.
سلام و درود خدا بر بزرگان ما! بر «سید جمال»! ۱۲۰ سال پیش فهمید. آن بانک اول، بانک غربی می خواست به ایران بیاید، سید جمال نامه نوشت به «میرزای بزرگ»، آن عالم عظیمی که جنبش تنباکو را با یک خط در این کشور برپا کرد و کمر استعمار پیر را شکست. نوشت آقا، حواست باشد، دارند یک چیزی به ایران می آورند که دیگر کشور را و ایران را نابود خواهد کرد. عبارات جالبی به کار می برَد. می گوید: «البانک! و ما ادریک ما البانک!» نمی دانی چیست!
این چیزی که در دنیا هست یک بانکی است که عمیقا ربوی است. خوب بعد از انقلاب ما گفتیم اسلامی اش کنیم. یک قانون نوشته شد به نام «عملیات بانکی بدون ربا». الان وقتش است، بچه هایی که مشاور جوان هستند، در سیستم بانکی، بیایند بنشینند، عالمان را دعوت کنند، بگویند آقا بیایید این بازه ۲۵، ۲۶ سال را یک ارزیابی کنیم، ببینیم آیا بانکداری بدون ربا عملیاتی شد، یا آن سیستم بانکی، خودش را بر این تعاریف و بر این خواسته ها تحمیل کرد؟ یکی از عوامل اصلی بی عدالتی و توزیع نابرابر ثروت عمومی، سیستم بانکی است… »

پی نوشت ۱: اهالی مطالعه و کتاب، برای آشنایی با مستندات رئیس جمهور در مورد ماهیت صهیونی، الیگارشیک و ربوی نظام بانکداری می توانند به مجموعه ۵ جلدی «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران»، نوشته عبدالله شهبازی و کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب»، نوشته شهید «سیدمرتضی آوینی» مراجعه کنند.

منیع: آرمانشهر

نامه سرگشاده حامیان جوان به احمدی نژاد

نامه سرگشاده حامیان جوان به احمدی نژاد


سلام این نامه سرگشاده دیروز منتشر شده بود که من امروز آنرا خواندم . نامه خواندی و آتشینی بود.



سلامی به صلابت سخنان آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست!

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری ایران اسلامی

سلامی به صلابت سخنان آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست!

سلام و می دانیم که می دانید جسارت، اقتضای دوران جوانیست و این جوان اگر ذره ای تب مکتبی از نوع عاشورایی داشته و احیاناً احمدی نژادی هم باشد، می شود بت شکن و تابو برانداز و ضد محافظه کاری و همان که حافظ می گفت: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟!»

راستی پس از سلام و پیش از هر علیکی، رئیس جمهورا، ای کاش گام به وادی ریاست جمهوری نمی گذاشتید در این روزگار غربت ولایت  و حاکمیت باندها و تقسیم غنائم و رانت ها!

 و مگر نه اینکه قبل از شما، مملکت گل و بلبل بود و شمع و گل و پروانه، جمعشان جمع و در کوچه و خیابانهای شهرها و به خصوص روستاها (با لهجه و بی لهجه)می خواندند: «همه چی آرومه ! همگی خوشبختیم !!!»

بگذار تا برای یک بار هم که شده نگذریم ... ، دوران سکوت بود و سازندگی سدهایی که انگشت صدها پطروس هم نتوانست سوراخشان را بند بیاورد! کرباسچی ها بزرگراه غرب را توسعه دادند! فائزه ها، زنان را بر زین دوچرخه ها به هواخوری می فرستادند؛ رفیق دوست ها، بنیان اختلاس های میلیاردی را می گذاشتند!

کارگزاران عزیز از کیش تا آنتالیا و جزایر قناری روی بیت المال عرق می ریختند به شدت! و چه باک اگر مستضعفان روز به روز ضعیف تر شوند و صدای استخوان کارگران و کارمندان قراردادی و روز مزد همزمان با برافراشته شدن کاخ ها سر بر آسمان برآورد! و فریاد هل من ینصرنی رهبری در گوش آسمان طنین انداز شود در مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض.

حیاط خلوت دولت عشرتکده ای بود که شهریه پارو می کردند و مدیر و وکیل الرعایا می ساختند با مدرک آزاد! و امان از آزادی!

که این نعمت الهی و دستاورد انقلاب نیز به دست نااهلان افتاد و تسامح و تساهل فرهنگی شد شعار نامحرمان که ثار ا.. را قربانی خشونت علی (ع) فرض کردند و وحی را ثمره تجربه شخصی پیامبر اکرم (ص)!

به سادگی آب خوردن، زیراب همه چیز را می زدند و به اسم خصوصی سازی همه چیز ، اختصاصی می شد!!!

کوران شعر بود و شعار! گفتمان و گفتگوی تمدنها به نافمان می بستند که سوت و کف بزنیم تا کف بالا بیاوریم و نپرسید کسی که نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد؟! دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد؟!

و باز، بازی همان بود که بود؛ کارگزاران و مجاهدین ، مشارکت داشتند و پتروپارس و المکاسب هردو به طرفه العینی، محکم محاکمه و محکوم شدند؛ شدند؟!

شهرام جزایری ها مشاوره اقتصادی می دادند و زنجیره نشریات بر کیسه سپرده حج و زیارت مردم، بسته شده بود و می بستند دهان مخالفان را برغم شعار فریبنده «زنده باد مخالف من» و همان روزها که حضرت آیت الله مصباح یزدی را به جفا تئوریسین خشونت می نامیدند خبری از پایدارای و لیست های حامیان ایشان نبود؟! بود؟!

تعلیق را هم می پذیرفتیم و از تاول تنش زدایی مفرط، آویزان اشارات بوش پسر شدیم!!! و چه بد دست به سر شدیم و خاک بر سر که خون به جگر زعیم زمان شد در حادثه کوی دانشگاه!

آری، رئیس جمهورا، کاش رئیس جمهور نمی شدید در این کوران و بحران و وانفسای آخرالزمان!؟

زمانی که رسم است رأی ها را با گل یاس و لباس خلبانی و لیست حزبی و زیبایی پوستر و بزرگی بیلبورد و نان و نام و رنگین نامه های تبلیغاتی و روزی نامه ها جابجا کنند، شما را چه می شود که از عدالت دم می زنید؟! و حیا نمیکنید از احیای گفتمان انقلاب اسلامی آن هم از نوع اسلام انقلابی و ناب محمّدی (ص) !؟ و مگر نه اینکه گفتمان امام (ره) را میوه ممنوعه انقلاب و تاریخ مصرف گذشته و ارتجاعی معرفی می کردند ...

آخر، رو کردن دست های آلوده را باید شعار داد برای روکم کنی! نه اینکه واقعاً رو کرد!؟ ایمان قلبی و اقرار به «آمنو» چه اشکالی داشت که عمل صالح را هم ضمیمه دانستید؟

مگر آقازاده ها چه هیزم تری به شخص شما فروخته بودند که به خاطر مردم،آقایانشان را برآشفته کردید!؟ و تصویر همسرانشان را در رسانه ملّی رسوا می کنی نه شطرنجی!؟ و دم از بیرون کشیدن بیت المال از کابین زنانشان می زنی!؟ و خیال تخریب کاخ سبز حضرات را داری!؟ کاش می شد و می توانستی و می توانستیم بگذاریم همچنان قرآنها بر سر زبانها بمانند و بگذریم از اینکه نهج البلاغه ها، دکور کتابخانه های چوب گردویی باشند!؟ و بیت المال، مال البیت شود!؟ و یارانه ها همچنان به جیب زیاده خواهان و شادخواران،سرازیر گردد؛ تو را چه به خاموشی شمع بیت المال!؟ تورا چه به مالک اشتر و مقداد و عمّار بودن!؟ 

مگر طلحه الخیر و زبیر سیف الاسلام و ابوموسی اشعری و خواجه ربیع الگوهای ظاهر الصلاحی نبودند!؟ و چه بسا رجال و صاحب منصبانی که پیمان خدا از علما مبنی بر برنتابیدن پرخوری شکم بارگان و گرسنگی مظلومان را از قول مولی علی(ع) نشنیده اند!؟ و از کلام امیرالمؤمنین (ع) روزه سکوت گرفتن و شتر بی شیر و بی سواری شدن در روزگار فتنه را فقط فهمیده اند و چه سخت است ابوذر ماندن در این زمانه!

وقتی بازار رابطه بازی و گفتگو با آمریکا (مستقیم و غیرمستقیم) در شعر و شعارها داغ است استکبارستیزی و استقلال هم شد شعار که «می شود» و «می توانیم»؟!

یاد کردن از آن یار غایب از نظر و ذکر ولایت گفتن در مرکز غربت انسانیت و مرداب قدرت کفر، چه معنایی دارد!؟ آوای توحیدی و پافشاری بر عدالت و مهرورزی و نشان دادن حیات طیبه و انسان کامل به عنوان اسوه جهانیان و حکومت مهدوی برای جهانی شدن در سازمان ملل، هزینه دارد!؟

مگر آنها که خودشان را مجسمه دین معرفی می کردند و به نام اسلام، شاخص های خودشان را به مردم نشان می دادند و دکان دین مداری باز کرده بودند چه شدند !؟همین کارها را کردی که ولایت پذیریت با ذوب در ولایت دکانداران متفاوت شد و شدی مغضوب و منحرف!؟

اگر می خواهی هوگوچاوز را مسلمان کنی از همان افق برج میلاد، زیبایی های اسلام را برایش توصیف کن دیگر چرا به آستان امام رضا (ع) می آوریش که هزاران تهمت و برچسب نثارت کنند!؟ که حرامی به حرم آمد و همه جا نجس شد و وااسلاما و وااماما !!!

راستش را بخواهید دکتر، خوب که بخاطر می آوریم خاطرات این چندساله را که به شرایط بدر و خیبر رسیدیم می بینیم اساس کاندیدا شدنتان از ابتدا اشکال داشت و می دانیم که می دانید باور نمی کردند که بیایید! و چون آمدید نروید! و چون منصرف نشدید بمانید! و چون ماندید رأی بیاورید !؟

باور کنید باور نداشتند بارور شدن اندیشه های انقلابی مردم و بلوغ سیاسی آنان را که علیرغم عکس ها و موج تبلیغات احزاب و هجمه تخریبی رسانه های موجود آن زمان، مردمی از جنس خودشان را برگزینند!؟ و البته به لطف حضرت حق شد و قدرت توده ها به کرسی نشست؛ پس چه توهین ها که نکردند!؟ و جالب اینکه حتی پس از جلب آرای قاطع مردمی و تنفیذ هم گمان نداشتند به توفیق و دوام دولت محمود، آن هم با کابینه ای غیر حزبی و بلکه  70 میلیونی و مردمی!؟

باور کنید باور نمی کردند که هستید بر آن عهد که بستید با مردم و می مانند مردم با شما که سالها فاصله از پابرهنه ها و آحاد مردم خوی شان را عوض کرده بود و بیخود نبود نمی شنیدند یا نمی خواستند بشنوند فریادهای مکرر ولی امر مسلمین جهان  را مبنی بر ضرورت ساده زیستی و پرهیز از اشرافیگری و ذی طلبگی و مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض و ... که متاسفانه، برخی عوضی شده بودند.

و البته ساده نبود ... برگرداندن قطار انقلاب خمینی بت شکن (ره) به ریل حقیقت و عدالت که همان خط ولایت بود و این امر خطیر، خطرپذیری بالا میطلبید و عزمی راسخ و مستلزم صبر و استقامت و تحمل مصائب بسیار بود و پذیرش طعن ها و تنه ها و طعنه های گزاف و اگر نبود تأییدات حضرت دوست و دفاع جانانه امام امّت، خامنه ای نستوه؛ چه ها که نمی کردند!؟ و عجبا که مگر نمی کنند!؟

آری، جناب احمدی نژاد، مگر چشم های پف کرده و خواب آلود قبلی ها را چه می شد که اینهمه بی خوابی و مجاهدت را به جان خریدی و حامیانت را خار چشم خوش نشینان و شادکامان!

آخر عنوان «کار» هم شد پسوندکه برای دولتت برگزیدی که مقدمه نیل به دولت اسلامی و کریمه امام عصر (عج)باشد؛ آیا عناوینی مانند سازندگی و اصلاحات برازنده تر و خوش آهنگ تر نبود!؟

آهنگ رشد چشم انداز 20 ساله را مگر بیکاری که شش ساله بپیمایی!؟بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی و سلولهای بنیادی و رشد علمی و انواع اختراعات را چه حاصل!؟ زمانیکه همه اینها ارزش یک 90 ساختن و لااقل 90 دقیقه  نشان دادن و تحلیل و بررسی کارشناسانه یک مسابقه فوتبال دربی (یا شهرآورد) را برای رسانه ملی ندارد!؟

و چه باک ، که به فضل خدا، مصرف سوخت کنترل شد و ایران اسلامی هسته ای! و دولت، کوچک و کوچکتر ؛ هر چند که کوچک شمردند اینهمه خدمات را و کور بود دیدگان رسانه هایی که شبنم شوق چشمان توده های محروم را در سفرهای استانی به اشک و آه تفسیر کردند!؟ و کوه همت دولت را کاه و کاه مسائل و تنگناها را کوه بحران نمایاندند!؟

فضایی شدیم ندیدند، صادرات و وارداتمان به مرز برابری رسید انکار کردند و گام های بلند پیشرفت در مسیر رشد اقتصادی و مردمی شدن اقتصاد را وارونه جلوه دادند!؟

جالب آنکه در این اثنا، آمارها را هم غیرمستند و ساختگی می خوانند، که چرا با اغراض آنها نمی خواند!؟ و باور ندارند که با وجود تورم های تحمیلی متغیر، فاصله طبقاتی و ضریب جینی کم شد، حقوق کارمندان پلکانی بالا رفت! بازنشستگان جان گرفتند! در تولید سیمان و فولاد و خودرو و آلومنیوم، زبانزد خاص و عام شدیم؛ بومی و متکی بر دستاوردهای داخلی گردیدیم  و باز هم خفاش گونه به تیرگی تعبیر کردند ... سرمایه گزاری در صنعت نفت و طرح مسکن مهر به ثمر نشست ... و در ماجرای کنترل بازار سکه و ارز و بحران قیمت خانه و تحریم ها، منزوی نشدیم و منفعل هم، هم.

و البته اصلا جز این انتظار نمی رفت که دولتی که یارانه هدفمند می کند هدف تیر بلا نباشد، که چرا طوفان به دل رانتخواران کرده!

چه مظلومی احمدی نژاد؛ و امروز شاید مظلوم تر از همیشه که برخی به ظاهر یاورانت هم همراهت نیستند که نمی توانند باشند و بلکه تاب نمی آورند و مگر نه اینکه دشمنان ولایت هم با عدالت او درافتاده و می ستیزند!

آری ریاست جمهور عزیز، ایکاش نمی آمدی و نمی شد و نمی توانستیم! تا که امروز چشممان به جمال برخی متملقان و چاپلوسان بر مسندها چسبیده روشن نباشد که در قامت سینه چاک شما و خلاف خواست و رسمتان  با مردم، همان می کنند که پیشینیان می کردند!؟ و درودت باد که با این همه جفا ، چه صادقانه فریاد برآوردی که خاک پای مردمیم! و پذیرفتی که دولت هم ضعف دارد کمکش کنید و تکمیل ... و البته هرچه کاویدیم در میان انواع تخریبها و امواج تیر و ترکشهائی که شما را _ که به ظاهر اطرافیان شما را که حتما بی اشتباه نیستند را نشانه رفته است و در حقیقت هدف اصلی این هجمه ها کوبیدن رئیس جمهور مکتبی و اصل ولایت و خط امام است _ مستندات محکم و محکمه پسندی نیافتیم و یاورانتان را نیز به مراتب سرتر و صالح تر از یاران روسای دولت اصلاحات و سازندگی دیدیم!

راستش را بخواهی جناب دکتر، متهمی به برهم زدن آسایش برخی حاکمان بقدرت چسبیده و میزپرست با طرح پرسش های فراموش شده ای مانند اینکه  «از کجا آورده اید!؟»

«هزینه اینهمه تبلیغات از کجاست؟! و مگر حقوق نمایندگی مجلس چقدر است!؟»

«تکلیف حامیان و ساکتان و دوستداران جریان فتنه به کجا رسید!؟»

«دادگاه مفسدان اقتصادی، چه زمانی علنی می شود؟!»

«چه کسانی در برابر منویات ولایت ایستادند!؟ وچه کسانی بر مواضع حضرت آقا، چوب حراج زدند با رأیشان به وقف دانشگاه آزاد و تصویب حقوق مادام العمر در مجلس و حذف طرح نظارت بر نمایندگان و ...»

و این روزها و در این کارزار انتخابات؛ باز هم همان بازیکنان همیشه سیاست بی دیانت ، حاضرند بر سفره انقلاب ...

رایحه خوش قدرت و طعم برصدر نشستن و طمع نمایندگی مردم، طعمه شده است برای برخی انگار، خدمت را شعار می پندارند، و بنا بر دموکراسی آموخته از فرنگ، فرهنگ نوکری مردم محو است و مردم شمایل توپ به خودشان گرفته اند برای شوت به چپ یا راست ؛ پایداری و ایستادگی متحّد شده اند برای بر کرسی سبز مجلس پریدن، انحراف اذهان عمومی از مسائل و نیازهای مردم به سوی لیستها بسرعت صورت می گیرد ؛ میلیاردها تومان هزینه تبلیغاتی می دهند ستادها ، گل روی غضنفر را عشق است که گل به خودی می زند ...

دولتی که به جای سهم احزاب، سهام عدالت بدهد معلوم است که منحرفمی خوانندش و تهمت می زنند که اصولاً اسیر دست رمالهاست و حتی اگر رمال دستگیر شده، اسم مدعیان را بیاورد باز هم دولت مبرا نمی شود!

آری دکتر بسیجی و ولایت باور، احمدی نژاد عزیز، امروز همان دیروز است و چه بسا مظلومانه تر ... که تیر تهمت ها و برچسب ها از چپ و راست نثارت می شود و ناسزای به دولت و اعوان و انصارت می شود شرط شرکت یافتن در برخی لیست های انتخاباتی!؟ و چه بی پروا به هر لیستی پر می کشند برخی سینه چاکان دیروز و مخالفان امروزت و چه اهمیتی دارد در این لیست ها، همسایه اشراف باشی و همپیاله متمکنان دلبسته به باندهای قدرت و ثروت ...

و فریادهای ما نیز بی ثمر است و جالب اینکه در دوران ریاست جمهوری شما، حتی صدایمان را بایکوت و سایتها و بیانیه هایمان را نیز تحریم می کنند!؟

آری احمدی نژاد محبوب محرومان، انگار غزل مظلومیتت را پایانی نیست جز نوشیدن جام شهادت و اگر چنین هست؛ باز هم هستیم بر آن عهد که بستیم و باز هم باور داریم که به تأسی از شما که شیعه و متمسک بر سیره انبیا و اولیای الهی هستی و رهرو مسیر سرخ همت و باکری و کاوه و چمران ها ، می شود و می توانیم پرکشیم تا بر دوست.

و خداوند متعال را شاکریم که در این هیمنه بداخلاقی ها و همهمه غوغاسالاران و باوجود همه هجمه ها باز هم توصیه رئیس جمهور خادم ملت این است که : پایبند و پیرو ولایت مطلقه فقیه باشید و در پی وحدت، امّا وحدت برای ارزشها و به پای آرمانهای امام راحل (ره) و انقلاب اسلامی و شهدایی که فدا شدند ...

و اما کلام امروز ما حامیان بلاکش این روزهای رئیس جمهور عدالتخواه و دولت اسلامی، خطاب به مالک اشتر علی زمان و مظلوم دوران این است : «سر خُم می سلامت شکند اگر سبویی»

 

     با احترام

   حامیان جوان دولت اسلامی

http://www.hamiyan.ir/news-41.aspx

یادداشت های خواندنی حجت الاسلام محمد فاطمی پور درباره تخريب دولت و احمدي ن‍‍ژاد، افکار م.، روانبخش


اين مطلب در تاريخ 17 دي در سايت گامي به سوي بصيرت گذاشته شده است كه در مورد دولت و احمدي نژاد و افكار مشايي و چند سوال در مورد جريان انحرافي و رسانه هاست كه آنرا عينا در زير مي آورم.

خواندنش خالي از لطف نيست.

 


یادداشت های خواندنی حجت الاسلام محمد فاطمی پور درباره افکار مشایی، سخنان روانبخش علیه وی، فراماسونری و بی تقوایی رسانه ها

اگر احمدی نژاد واقعا به این نتیجه رسیده باشد که آقای مشایی مؤمن خدوم است و با این حال ایشان را کنار بگذارد بر همه ی دروغ ها و تخریب ها صحه گذاشته است و قطعاً در برابر خداوند مسئول خواهد بود.

در شرایطی که به سختی می توانیم اصل سخنرانی های آقای مشایی را پیدا کنیم و هیچ تریبونی دست ایشان نیست و هیچ کتاب یا جزوه ای چاپ ننموده و اساساً خود منتقدین هم نمی دانند ایشان چه گفته و کجا گفته، چه دلیلی داشت ایشان را علم کنند و حتی عالمان بزرگ ما را فریب دهند و حزب و گروه راه بیندازند و دولت مؤمن و معتقد را تا این حد مورد هجمه و تهمت قرار دهند؟

الف) مقصر کیست؟
امروز ما شاهد تخریب گسترده ی دولت احمدی نژاد هستیم و لازم است به این پرسش پاسخ دهیم که واقعاً چه کسی را می توانیم مقصر بدانیم.

شاید بگویید مقصر آقای مشایی بوده که مرتب سخنرانی می کرد و مبانی دین اسلام را زیر سوال می برد. جواب این مسئله خیلی روشن است. آقای مشایی سخنرانی بر علیه اسلام نمی کرد و فقط برخی دیدگاههایش را مطرح می نمود و برخی رسانه ها مطالب ایشان را یا تحریف می کردند و یا تکه برداری می نمودند و عملاً موجی بر علیه دولت درست کردند. و اساساً هر کسی می تواند با رعایت اصول اخلاقی نظرات و برداشتهایش را مطرح نماید و ما نمی توانیم بگوییم کسی حق ندارد نظراتش را مطرح کند. مقام معظم رهبری هم از ده سال پیش مرتب تاکید داشته اند که تحجر نداشته باشید و حتی نظرشان این بود که در حوزه و دانشگاه کرسی های آزاد اندیشی راه اندازی شود.

شاید بگویید هر چند آقای مشایی واقعاً حرفی خلاف اصول اساسی دین اسلام نزد، ولی بالاخره حرفهایش بهانه دست رسانه ها داد و ایشان هرچند حرفهای خوبی هم داشت می بایست به خاطر مصلحت سکوت می کرد و حرفی نمی زد.

این شبهه دو پاسخ دارد:
۱/ اولاً آقای مشایی هیچ سخنرانی در عموم مردم ندارد و اکثر سخنرانی های ایشان در جمعیت محدود در خارج از کشور بوده و یا با مسئولیت بعضی بخش ها، ولی طوری جلوه می دادند که انگار ایشان مثل در بین جوانان و دانشگاهیان سخنرانی می کند و کتاب و جزوه چاپ می نماید و جوانان مملکت را دارد منحرف می کند و حتی به ائمه ی جمعه کشور آنچنان القا کردند که آنها برای جلوگیری از انحراف در تریبون نماز جمعه سعی کردند مردم را از انحرافات فکری ایشان نجات دهند. این در حالی بود که سالها دکتر سروش در دانشگاهها و در بین جوانان القای شبهه می کرد و طرفداران زیادی هم پیدا کرده بود ولی ائمه جمعه احساس خطر نکردند.

نکته ی دیگر این که آقای مشایی زیاد سخنرانی نکرده است و حتی رسانه ها وقتی دیدند بهانه ای ندارند به ایشان برچسب ارتباط با جادوگرها را زدند.

۲/ برای پاسخ دوم لازم است که مثال تاریخی بیاورم. در جنگ صفین وقتی عمار به شهادت رسید، معاویه در پاسخ برخی افراد که از ایشان توضیح خواسته بودند که مگر پیامبر نگفته بود قاتل عمار یک قوم طغیان گر است معاویه جواب داد که علی عمار را به کشتن داد نه من چرا که اگر علی اجازه ی جنگیدن به عمار نمی داد و ایشان را به جنگ نمی فرستاد هرگز عمار کشته نمی شد.

این مثال خیلی مسائل را روشن می کند. اینکه ما حق نداریم هر کسی که نقشی در یک فتنه دارد را مقصر بدانیم. مقصر کسی است که مغرضانه سخنرانیهای یک مسئول رده ی چندم کشور را علم می کند و بهانه ای برای تخریب دولت می سازد. مقصر کسانی هستند که بی تقوایی کردند و سخنرانی های خصوصی یک مسئول مؤمن و معتقد را در حد یک فعال ضد دین مطرح نمودند و با استفاده از تحریک علما و مؤمنین تلاش کردند دولت را به زمین بزنند.

در شرایطی که به سختی می توانیم اصل سخنرانی های آقای مشایی را پیدا کنیم و هیچ تریبونی دست ایشان نیست و هیچ کتاب یا جزوه ای چاپ ننموده و هیچ جوانی را نمی توانیم پیدا کنیم که طرفدار افکار مشایی باشد و اساساً خود منتقدین هم نمی دانند ایشان چه گفته و کجا گفته، چه دلیلی داشت ایشان را علم کنند و حتی عالمان بزرگ ما را فریب دهند و حزب و گروه راه بیندازند و دولت مؤمن و معتقد را تا این حد مورد هجمه و تهمت قرار دهند؟

مقصر کیست؟
مشایی که در جمع خصوصی ایرانیان مقیم آلمان گفته که ایرانیان همواره موحّد بوده اند یا کسانی که این مطلب را نشانه ی فراماسون بودن و صهیونیزم بودن آقای احمدی نژاد دانستند و اعلام نمودند که بزرگترین انحراف در طول تاریخ بشر اتفاق افتاده؟

آیا مقصر احمدی نژاد است که مشایی را به خاطر مصالح کنار نگذاشت و یا کسانی که بی تقوایی را تا بدانجا رساندند که دولت را متهم به بهاییت و ضد دین بودن کردند؟

واقعاً کدام از اینها در برابر خدا مسئولند؟

ما که مؤمن هستیم باید کدام گروه را مقصر بدانیم؟

اگر در جنگ صفین بودیم و می شنیدیم که علی (ع) را به خاطر شهادت عمار مقصر دانسته اند چه می کردیم؟ ما هم صحه می گذاشتیم و یا روشنگری می کردیم و مقصر اصلی را معرفی می نمودیم؟

در مورد آقای مشایی این همه تخریب و تهمت واقعاً تاسف انگیز بود.
کسانی که متهم اصلی خون دل کردن امام بودند و جام زهر را به امام عزیزمان نوشاندند حالا مدافع دین و انقلاب شده اند و بی شرمانه هر روز یک خبر منفی علیه دولت و مسئولین می گذارند تا اگر نشد خود را در دل مردم جا دهند لا اقل نگذارند مؤمنین واقعی جایگاهی نزد مردم داشته باشند.

اگرشخصیت یک مؤمن را تخریب نماییم گناهی معادل کشتن آن شخص دارد.

این تذکر شامل حال آقای احمدی نژاد هم می شود چرا که اگر ایشان واقعا به این نتیجه رسیده باشد که آقای مشایی مؤمن خدوم است و با این حال ایشان را کنار بگذارد بر همه ی دروغ ها و تخریب ها صحه گذاشته است و قطعاً در برابر خداوند مسئول خواهد بود.

در پایان لازم می دانم این مسئله را تذکر دهم که تنها راه نجات ما از امتحانات و فتنه های پیچیده رعایت تقوا است و صاحب رسانه ها باید توجه داشته باشند که اگر تقوا را رعایت نکنند قیامت خود را خراب خواهند کرد (وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۱۹۶سوره بقره﴾. و علاوه بر ایجاد انحراف و ترویج بی اخلاقی در مردم خود نیز طعمه ی فتنه ها خواهند شد.

ب) پرسش هایی از حجت الاسلام روانبخش:
جناب حجت الاسلام روانبخش! شما به عنوان یکی از کسانی که مسئله ی جریان انحرافی را به صورت جدی مطرح نموده و در اکثر خبرگزاری ها این نامگذاری به استناد شما مطرح شده است و حتی جبهه ی پایداری را مقابله با این جریان تأسیس نموده اید لازم است پاسخ روشنی به سؤالاتی که مطرح می شود، بدهید.
جریان انحرافی چیست؟ و این انحراف در کجا و به چه صورت اتفاق می افتد؟ آیا این یک انحراف فکری است؟ و اگر از سنخ انحراف فکری است مگر نه اینکه ما تفکرات زیادی از جمله فلسفه ی اسلامی و فلسفه ی یونان و فلسفه ی غرب داریم که به هیچ کدام جریان انحرافی نمی گوییم، حتی این فلسفه ها را به صورت رشته های دانشگاهی تدریس می کنیم و اساساً تضارب آرا در بستر افکار را مفید می دانیم ما حتی تفکرات را از دین اشخاص جدا می کنیم و مثلاً به صرف کافر بودن دکارت یا ارسطو، افکار آنها را کفرآمیز نمی دانیم و یا با اینکه فارابی و سهروردی اهل سنت بوده اند بتاز هم در عالم تفکر آنها را بزرگ می دانیم و به آنها احترام می گذاریم.

آیا جریان انحرافی، انحرافی از نسخ انحرافات مذهبی دارد و مثلاً اینها اصول مذهب شیعه را قبول ندارد و بنا دارند مذهب جدیدی را تاسیس کنند؟

چرا روشن نمی کنید که این انحراف چیست و چرا باید برای جلوگیری از این انحراف گروهی از سیاسیون دور هم جمع شوند و برای مقابله با آن حزب و تشکیلات درست کنند؟

شما گفته اید که حرف های این جریان شبیه به حرف های فراماسون هاست و استناد کرده اید فراماسون ها طرفدار مذهب ایرانی بوده اند و این ها هم بر چنین عقیده ای هستند؛

اولاً مگر شما نمی دانید، فراماسونری یک تشکیلات شبه حزبی است و تا کسی عضو رسمی لژها نشود فراماسون تلقی نمی گردد و به محض اخراج از تشکیلات دیگر اسم فراماسون هم از او برداشته می شود.
مگر شما نمی دانید فراماسونری یک جریان فکری نیست (هر چند بنیان ضد دینی دارند).

آیا نه اینکه حضرت آیه الله مصباح با متانت کامل، سال ها افکار دکتر سروش را نقد می کردند. حالا چه شده که شما به جای نقد افکار، شروع به ایجاد حزب و تشکیلات کرده اید و می خواهید با فشار
رسانه ای و ایجاد جنگ روانی با افکار آقای مشایی مبارزه کنید؟
البته من هم با آقای مشایی اختلاف نظرهایی دارم ولی نمی شود که به بهانه ی اختلاف نظر اساس شخصیت دیگران را تخریب کنیم.

من سوالم از شما این است که آیا اگر کسی افکارش را بیان کرد ما حق داریم به جای نقد شروع به تخریب کنیم و به راحتی برچسب انحراف و فراماسونری بزنیم و آیا این کار به دور از تقوا و انصاف نیست.

نکته ی بسیار مهم دیگر این که برای اولین بار حضرت آیه الله جوادی آملی به صورت جدی این مسئله را مطرح نمودند: که ایرانیان قبل از اسلام نیز موحد بوده اند و حتی همین امر را باعث پذیرش سریع دین اسلام توسط ایرانیان می دانند و معتقدند ایران تشنه ی اسلام بود و با اسلام به رشد و شکوفایی رسید.

آیا نه اینکه شهید مطهری یک کتاب با عنوان خدمات متقابل اسلام و ایران نوشتند و ثابت کردند که ایرانی ها در ترویج اسلام سهم به سزایی داشتند.

در مقابل نظر حضرت آیت الله جوادی آملی، روشنفکران بی دین همواره ایران قبل از اسلام را کافر و آتش پرست معرفی می کردند و اسلام را مایه عقب ماندگی ایرانیان معرفی می نمودند.

من سوالم این است که شما چرا این دو نگاه بسیار متفاوت را از هم تفکیک ننموده اید. نتیجه نگاه آیه الله جوادی، دینداری است و نتیجه نگاه (غیرمتخصصانه) روشنفکران، بی دینی است. حتی اگر
شما به نقد این مباحث به عنوان یک عالم دینی می پرداختید اشکالی نداشت. ولی اینکه شما به صرف اینکه این مطالب از جهاتی شبیه مطالب روشنفکران فراماسون است، گروه و تشکیلات راه بیندازید و از خطر فراماسونری صحبت نمائید برای هیچ مومنی قابل قبول نیست.

من امیدوارم سوالاتی که خدمتتان عرض نمودم موجب رفع ابهامات و ایجاد فضایی مناسب برای آزاداندیشی مبتنی بر تقوا باشد. در پایان قسمتی از جملات گهربار مقام معظم رهبری بعد از استعفای آقای مشایی از معاون اولی که در جمع قاریان قرآن بیان نموده اند را می آورم:

«من میبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقه‏ ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود» خرداد ۸۸

پیرو سوالاتی و اشکالاتی که از حجت الاسلام روانبخش کردیم و ایشان هرگز پاسخ ندادند لازم می دانم این سوالات و اشکالات را ادامه دهیم.
شاید بپرسید نقد افکار آقای روانبخش چه ضرورتی دارد و مگر نه ایشان به عنوان یک شخصیت سیاسی مهم و تاثیر گذار مطرح نمی باشند پس چرا ما باید وقت بگذاریم و افکار ایشان را بررسی کنیم و نقد نماییم.

برای روشن شدن این موضوع من به یک نمونه ی تاریخی از اهمیت نفوذ برخی افراد در بیت علمای بزرگ اشاره می نمایم.
آخوند خراسانی در زمان خودشان بزرگترین مرجع شیعیان هستند و در مشروطیت نقش بسیار مهم و کلیدی دارند. پسر ایشان که نفوذ زیادی در بیت آخوند خراسانی داشتند جذب لژهای فراماسونری می شوند و طی یک برنامه ی منظم اخباری را که از ایران به نجف می رسید را کانالیزه کرده و به دست آخوند خراسانی می دادند. در همین زمان شیخ فضل الله نوری محاکمه شده و در تهران با بی احترامی فراوان به دار آویخته و جسدشان سه روز مقابل دستشویی ها انداخته می شود. اما متاسفانه آخوند خراسانی عکس العمل مهمی ندارند و اگر حمایت ایشان وجود می داشت هرگز جرات نمی کردند مجتهد بزرگ و نماینده ی آیت الله شیرازی بزرگ (صاحب فتوای تحریم تنباکو) را محاکمه کنند و در ملاء عام اعدام نمایند. البته بعد از این جریان آخوند خراسانی به فسادی که در بیتشان به وجود آمده بود پی می برند و نجف را ترک می نمایند و در راه ایران به شهادت می رسند.

اما سوالات ما از حجت الاسلام روانبخش:
آقای روانبخش مدعی هستند که آقای احمدی نژاد فراماسون است و به جای اینکه مدرکی ارائه دهند مبنی بر عضویت ایشان در لژهای فراماسونری تلاش کرده اند این مطلب را القا کنند که فراماسون ها افکار اومانیستی دارند و آقای مشایی هم افکار اومانیستی دارد پس آقای مشایی فراماسون است و احمدی نژاد هم فراماسون است.

a. اولاً مگر نه اینکه از بزرگترین اصول و اهداف فراماسون ها حفظ اسرائیل است، پس چرا آقای احمدی نژاد مرتب بر علیه اسرائیل صحبت می کند. حتی آقای مشایی هیچ گاه از دولت اسرائیل حمایت نکرده است و حتی جملات روشنی بر علیه اسرائیل دارد.

b. ثانیاً اومانیسم روح تمدن امروز است و نه یک طیف فکری خاصّ. من از شما می خواهم راجع به تمدن غرب بیشتر تحقیق کنید. مسئله ی اومانیسم چیزی است که بر تمام فلسفه های غرب سایه انداخته و بشر را محور حق قرار داده است. یعنی همیشه در فلسفه های غرب این که بشر تکلیف همه چیز را روشن می کند یک فرض غیرقابل انکار است. البته تاثیر این حرف فیلسوفان در جای جای تمدن امروز مشهود است ولی هیچ گاه نبوده که اومانیستها مثلا یک گروه فکری بوده باشند و برای خود طرفدار جمع کنند. اومانیسم روح تمدن غرب است که در جای جای این تمدن جاری است. من در اینجا بیشتر از این نمی توانم بگویم که مسئله اومانیسم بنیان مدیریت و قانون گذاری در دنیای امروز است و نه یک گروه و حزب. این که بشر امروز بر مبنای صلاحدید خود قانون می نویسد و نام آن را حقوق بشر می نامد و بر مبنای تشخیص خود حقوق انسانها را تنظیم می کند این یعنی اومانیسم و نه اینکه کسی بگوید انسان مهم است که در روایات پر است از این مضامین که ای انسان همه ی عالم برای تو خلق شده و تو برای خدا. این مطالب ربطی به اومانیسم ندارد. اومانیسم روح فلسفه و تمدن غرب است.

c. مقابله با اومانیسم هم راه و روش خود را دارد و با سیاسی کاری و حزب و گروه و جبهه راه انداختن نمی توان با اومانیسم مبارزه نمود.

d. ما حتی فلسفه های غرب که در واقع منشا اومانیسم هستند را در دانشگاهها تدریس می کنیم و متخصصین دکارت شناسی داریم و به آنها نیز افتخار می کنیم. چه موقع شده که ما علیه فیلسوفان جو ساخته باشیم و آنها را منحرف دانسته باشیم. مگر نه این است که ما مخالفان فلسفه را محکوم می کنیم و می گوییم در فلسفه دشمنی وجود ندارد؟

e. مقابله با فلسفه باید در عالم فلسفه و تفکر اتفاق بیفتد و نه در عالم سیاست. همانطور که برای مبارزه با مذاهب انحرافی نمی توان از روش سیاسی و نظامی استفاده کرد.

f. شما نمی دانید بین تفکر و کلام تفاوتهای زیادی وجود دارد؟ ما با متفکرین غربی مخالفت نمی کنیم ولی جلوی مذاهب مبنی بر تفکرات غربی را می گیریم. مثل مذهب اصالت تاریخ و یا علم (سیانتیسم) که مروج آن در غرب پوپر بود و مقام معظم رهبری هم صلاح نمی دانستند که افکار پوپر در ایران منتشر شود و حتی در سخنرانی مشهورشان با جوانان همدان فرمودند: افکار پوپر منسوخ شده است.

g. مبارزه ی آیت الله مصباح با افکار دکتر سروش از آن جهت بود که سروش مدافع نظرات پوپر بود و حتی علمای ما برای مقابله با افکار پوپر، کلام جدید را تاسیس نمودند که موفقیت های چشمگیری نیز داشتند ولی هر گز ما با فلسفه ها مقابله نکردیم و نباید هم مقابله می کردیم.

h. آقای روانبخش در مورد اومانیسم بودن آقای مشایی چنین استدلال می کند:
مشایی در باره انسان تا این اندازه غلو می کند که می گوید” انسان بزرگتر از جهان است هیچ نقطه‌ای از عالم نیست که به انسان مربوط نباشد هیچ نقطه از عالم نیست که در آن منظوری از انسان وجود نداشته باشد امروز ما جزء کوچکی از جهان هستیم. ” (سایت شخصی مشایی۳۰ مرداد ۸۷) جالب است که وی از یک طرف انسان را از همه جهان بزرگتر می داند و از سوی دیگر در جمله بعدی انسان را جزء کوچکی از جهان! و سپس باز در ادامه می گوید: “انسان متعلق به همه عالم است و همه عالم متعلق به انسان است”

i. من نمی دانم آقای روانبخش چگونه از این جمله پی برده اند که آقای مشایی اومانیستی است و انسان را محور تکلیف و وضع قانون می داند. قطعاً آقای روانبخش اطلاعات درستی از معنای اومانیسم ندارد و و ای کاش قبل از اینکه دیگران را متهم به فراماسون بودن و اومانیسم بودن می کرد از متخصصین این حوزه معنای دقیق آنها را می پرسید و بدون دلیل شخصیت دیگران را تخریب نمی نمود.

j. خداوند در قرآن می فرماید (« ولاتقفُ ما لیس لک به علمُ انّ السّمع و البَصرَ والفؤاد کلّ اولئک کان عنهُ مسئولاً»[۱] چیزی را که به آن علم و آگاهی نداری دنبال مکن زیرا گوش و چشم و دل، همه در پیشگاه خدای متعال مورد سوال خواهد گرفت. )

k. در پایان به این نکته دوباره متذکر می شوم که فراماسون بودن مشروط به عضویت رسمی در لژهای فراماسونی است و اگر بنا باشد هر کسی که مثلا اومانیستی است، فراماسون هم باشد نیمی از انسانهای کره زمین فراماسون محسوب می شوند. فراماسونری تشکیلات مخفیانه و سری است و نه تفکر. تهمت فراماسون بودن هم تهمت بسیار بزرگی است که مدعیان باید پاسخ روشنی به آن بدهند.

ج) ضرورت تقوا در رسانه
فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَیکُم کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فعلَیکُم بالقرآنِ

پس، هرگاه کارها همچون پاره هاى شب تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آورید. (میزان الحکمة ج۹ ص۳۱۱ ح۱۶۵۷۳)

مسئله ی عدالت یکی از مهمترین اصول دین اسلام است که جزو مهمترین اهداف اسلام معرفی شده است و مهمترین ویژگی دوران حاکمیت امام زمان به حساب می آید. حضرت علی علیه السلام نیز عدالت را مهمترین هدف حکومت خویش معرفی کردند و در طول حاکمیت کوتاهشان، بیشتر از همه، بر سر عدالت ایستادگی کردند و حتی جانشان را برای این هدف مقدس فدا کردند. یکی از زیرشاخه های عدالت این است که شخصیت های حاکم و صاحب نفوذ در جامعه باید عادل باشند.

در علم فقه مسئله ی عدالت یکی از مسائل جدی به شمار می رود و شرط عدالت در بسیاری از مسائل فقهی ضروری می باشد. از این موارد می توان عدالت امام جماعت را مثال زد. این عدالت به معنای عدم فسق است. یعنی امام جماعت نباید فاسق باشد. فاسق یعنی کسی که بی تقوا است و گناه و معصیت انجام می دهد.
خداوند در واقع با وضع چنین حکمی بنا داشته که فرهنگی بر جامعه ی مسلمین حاکم شود تا جامعه به دست فاسقان نیفتد و تقوا به صورت یک ضرورت در جامعه باقی بماند.

در مورد قاضی هم عدالت شرط شده است. در مورد ولایت فقیه هم عدالت شرط است.
اما مسئله ای را که قصد دارم مطرح کنم این است که در خبرگزاری ها هم عدالت شرط است. اگر در موارد قبلی قرآن کریم صریحاً حکمی صادر نکرده است در این مورد آیه ای صریح داریم (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا) یعنی ای اهل ایمان در صورتی که فاسقی برایتان خبری آورد، اعتنا نکنید و خودتان تفحص نمایید. (آیه ۶ سوره حجرات)

در عمق این آیه دو نکته نهفته است:
۱- در جامعه اسلامی نباید فاسقان خبر رسان باشند.
۲- مؤمنین نباید تحت تاثیر خبرگزارهای فاسق باشند.

نتیجه ی حکم اول این است که مسئولین، لازم است رصد کنند و خبرگزاری هایی که رعایت تقوا را نمی کنند حذف نمایند.

نتیجه ی نکته ی دوم این است که مؤمنین همانطور که حساس هستند پشت سر امام جماعتی نماز بخوانند که عادل باشد، همانطور هم باید تحقیق کنند که کدام خبرگزاری به دست انسانهای با تقوا و عادل است و کدام خبرگزاری ها به دست انسانهای فاسقان می باشد.

به خصوص اینکه امروزه خبرگزاری ها، بزرگترین تاثیر را در جوامع بشری دارند و بسیاری از حوادث دنیا و کشورمان ریشه در فعالیت رسانه ای دارد.

اهل رسانه می دانند که یک خبر را می شود به چندین نحو ارائه کرد و تشخیص این که مثلاً فلان خبرگزاری حقیقت را می گوید یا آن را تحریف می کند، کار بسیار مشکلی است و گاهی فقط اهل رسانه می توانند شیطنت یک خبرنگار را متوجه شوند. لذا قبل از اینکه مشترک فلان روزنامه شویم و یا اخبار را در فلان سایت خبری دنبال کنیم لازم است مدیران این رسانه ها را بشناسیم و پیرامون آنها تحقیق کنیم و در طول استفاده، حساس باشیم و در صورت برخورد با یک خبر دورغ یا شیطنت آمیز به اساس خبرهای منتشر شده مشکوک شویم. و حتی در صورتی که قدرت تشخیص نداریم سعی کنیم از مؤمنین اهل تقوا و متخصص مسائل رسانه بپرسیم.

در شرایط امروز هم که رسانه ها، دولت را مورد هدف قرار داده اند و واقعا تشخیص مطالبشان به شدت مشکل و پیچیده می باشد و فقط متخصصان رسانه قدرت تشخیص این را دارند لازم است به کارنامه ی صاحبان و مدیران رسانه ها توجه نماییم و عدالت آن ها را ارزیابی کنیم و به افراد غیر عادل اعتماد نکنیم.

خبرگزاریهایی که در حوادث بعد از انتخابات ۸۸، مرتب شبهه می انداختند که در انتخابات تقلب شده است و دروغ به این بزرگی را مرتب تکرار می کردند، به نظر من صلاحیت خبر رسانی را ندارند.

خبرگزاری هایی که آقای احمدی نژاد را منحرف و فراماسون و انجمن حجتیه ای و بهایی معرفی می کنند قطعاً صلاحیت خبر رسانی را ندارند. این حکم قطعی دین اسلام است که ما حق تخریب شخصیت دیگران را نداریم و این همه تهمت های اثبات نشده و متناقض قطعاً دور از تقوا است.

در پایان لازم می دانم نمونه ی واضحی را برایتان ذکر نمایم. یکی از سایتهای خبری در سال گذشته خبری با این عنوان منتشر کرد: «مشائی: احمدی نژاد گفت یک سال دیگر کافر می شوم»

هر کسی با دیدن این تیتر تعجب خواهد کرد و نسبت به آقای مشایی بدبین خواهد شد. این خبر هنوز هم بر روی خیلی از سایتهای خبری وجود دارد که البته اصل و ریشه ی تمام این ها یکی از سایتهای خبری منصوب به یکی از نمایندگان مجلس بود. ایشان الان نیز از فعالان گروه ۷+۸ و جبهه پایداری می باشد.

اصل خبر این بود که آقای مشایی فرموده بودند بعید نیست که تا سال آینده به آقای احمدی نژاد تهمت کفر هم بزنند.

شما خودتان قضاوت کنید که آیا ما می توانیم به وسیله ی قرآن از فتنه ها عبور نماییم یا نه.

قال رسول الله (ص) : اذا التبست علیکم الفتن کقطع الیل المظلم فعلیکم بالقرآن) هر گاه فتنه ها مانند پاره های شب تاریک به شما روی آورد پس بر شما باد تمسک به قرآن. (اصول کافی)
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند: هرکس که به وقت یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگد دشمنانش بیدار می شود.


http://www.basiratsara.com/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81/

دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع مشاوران جوان


دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع مشاوران جوان


«ما یک عهدی داریم، پای این عهد هستیم، یک بار دیگر این عهد را تجدید می کنیم، به خدا من ۳۰-۴۰ سال اضافه زندگی کرده ام! بهترین دوستان من پای این انقلاب رفته اند … اگه خدا عمری داده، به خاطر این است که بایستیم پای این ارزش های الهی.
… ایستادگی روی ارزش ها، هزینه دارد…
این کارهایی که می کنند چیزی نیست، به خدا اگر همه مستکبران عالم، اجدادشان را هم از جهنم صدا کنند، همه شیاطین عالم جمع شوند، همه بدخواهان، حسودان و نامردهای عالم جمع شوند، همه توانشان را به کار گیرند و از شش جهت آتش ببارند، به خدا ما سر سوزنی از آرمان های الهی این انقلاب عقب نشینی نخواهیم کرد.»

براي دانلود فايل صوتي سخنراني رييس جمهور به سايت گامي به سوي بصيرت http://www.basiratsara.com/ مراجعه فرماييد

http://www.basiratsara.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98/

598 و صراط نیوز و بی باک نیوز


سلام دوستان  دیشب سه تا سایت 598 و صراط نیوز و بی باک نیوز رو به پیوندهای وبلاگ(به جای جهان و ...)  اضافه کرده بودم ولی امروز که میرم می بینم دقیقا هر سه تاشون فیلتر شدن .  البته ان شا الله که زودتر رفع فیلتر شوند.

پاداش سکوت؛ از خاتون تا هابیل

 

این یک تحلیل است که در سایت تریبون مستضعفین آن را دیدم که به نظرم جالب آمد. آن را عینا در پایین می آورم. 

   

   پاداش سکوت؛ از خاتون تا هابیل

تریبون مستضعفین

پرده اول: نشریه هابیل توقیف شد

چند هفته قبل خبری منتشر شد که برای اهالی فرهنگ بسیار عجیب بود و باعث آزرده شدن خاطر بسیاری از آنها شد: «نشریه هابیل توقیف شد»

«دوماهنامه‌ی هابیل» از پاییز ۱۳۸۵، به‌صورت مستقل و با تحریریه‌ای دانشجو و طلبه، فعالیت خود را در حوزه‌ی تاریخ و فرهنگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، و با رویکرد تحلیل، نقد، پرسش‌گری و بازخوانی مبانی انقلاب اسلامی و بررسی مسایل اجتماعی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و بررسی نقادانه‌ی فعالیت‌ها و گفتمان‌های رسمی در حوزه‌ی فرهنگ (خصوصاً دفاع مقدس) آغاز کرد.........

هابیل چرا توقیف شد؟

ادامه مطلب را ببینید

ادامه نوشته

حجاب و زیست‌جهان جنسی

این مقاله در مورد حجاب و بی حجابی است که به نظرم قابل تامل و پر مفهوم است که در دو ماهنامه هابیل http://www.habil-mag.com  شماره پاطوق 8 آمده است

حجاب و زیست‌جهان جنسی

اکبر جباری


می خواهیم درباب عالمی سخن بگوییم که یکی از محصولات آن پدیده ای به نام «بی حجابی» است. این واقعیتی تاریخی است که پدیده‌ی «بی حجابی» متعلقِ عالم مدرن و عصر تجدد است. البته از این سخن نباید این‌گونه برداشت کرد که در ادوار پیشین، بی حجاب، وجود نداشته و همه‌ی زنان محجبه بودند. به‌طور قطع همواره می توان به وجود اشخاص بی حجاب در ادوار ماضی حکم داد. وجود مغنیان و آوازه‌خوانان در دربار شاهان، و زنانی که در محافل بزم و عیش اشراف حاضر می شدند جمله‌گی دلالت بر وجود افرادی با پوشش نامناسب در تاریخ ایران دارد. اما این‌همه هرگز منجر به ظهور یک پدیده نگردید. اگر پیش از این و در ادوار پیشین، شخص بی حجابی یافت می شد، اولاً محدود به محافل خاصی بود، و ثانیاً از منظر عموم مردان و زنان ایرانی، مترود و منزوی بودند. بی‌حجابی به‌مثابه‌ی یک پدیده، که حکایت از مناسبات خاصی دارد، مختص عصر تجدد است.
شاید سرآغاز شکل‌گیری این پدیده‌ی مدرن، به دوره‌ی قاجار و شکل‌گیری فرقه‌ی «بابیت» و «بهاییت» در ایران بازگردد. «قره العین» گویا نخستین زنی بود.........

ادامه مطلب را ببینید

ادامه نوشته

متن خطبه حضرت ابوالفضل(ع) بر بام كعبه  

     متن خطبه حضرت ابوالفضل(ع) بر بام كعبه  

 

 حضرت ابوالفضل العباس(ع) هشتم ذیحجه سال 60 هجری قمری و زمانی كه قافله امام حسین (ع) قصد ترك مكه و عزیمت به كربلا را داشت، بر بام كعبه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن كانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً.

أَیهَا الكَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِكمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَكُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیكُم كَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَكَیفَ كانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الكَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.

وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیكُم وَ لا یمكِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع) حَیاً وَ كَیفَ یمكِنُ لَكُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین (ع) مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُكُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُكُم لابَلَغَ الله مِدارَكُم وَ بَدَّدَا عمارَكُم وَ اَولادَكُم وَ لَعَنَ الله عَلَیكُم وَ عَلی اَجدادكُم.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را كه بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (ع) است) مشرف كرد؛ كسی كه دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهكار آیا راه بیت را بر امام نیكوكاران می بندید؟ چه كسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه كسی نزدیكترین به این خانه است؟ و اگر حكمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (ع)] پرواز می كرد؛ قبل از اینكه مردم حجر را لمس كنند، حجر دستانش [ امام حسین (ع)] را استلام می كند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شكاری كه بر گنجشكان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را كه مرگ را در كودكی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی كه الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات كه برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه كسی پیروی كنید، به كسی كه شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا كسی كه صاحب حوض و كوثر است؛  كسی كه در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(ع)است] یا كسی كه در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا كسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید كه قریش واقع شدند. چرا كه اراده قتل پیامبر(ص) را كردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(ع) زنده بود ممكن نشد. پس چگونه ممكن است كشتن ابا عبدالله الحسین(ع) تا وقتی كه من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه كشتن امام حسین(ع)] آگاهتان كنم؛ پس مبادرت به كشتن من كنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را كوتاه كند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [كه قصد كشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.

.................

كتاب مناقب ساده الكرام، تألیف سید عین العارفین هندی، در كتابخانه علامه میر حامد حسین موسوس نیشابوری كشمیری بدست آمده  و در قالب كتابی با عنوان "خطیب كعبه" از سوی علی اصغر یونسیان تألیف شده است .

http://hajj.ir

 

در معرفی و شرح حال اساتید دانشکده-2

در معرفی و شرح حال اساتید دانشکده-2

ادامه نوشته

در معرفی و شرح حال اساتید دانشکده-1

در معرفی و شرح حال اساتید دانشکده-1


ادامه نوشته

پیوند آسمانی

پیوند آسمانی

 هلال نوی ماه ذی الحجه که در آسمان حجاز پدیدار شد، جشنی ساده ولی باشکوه، خانه ی محمد (ص) را سراسر شادی کرد. پیوندی آسمانی میان دو نور در حال شکل گرفتن بود. پیوندی که صفایی داشت بی بدیل و عظمتی داشت به وسعت آفرینش. در نخستین روز ماه ذی الحجه، محمد مصطفی(ص)، دستان علی(ع) را در دستان فاطمه(س) گذاشت....

ادامه نوشته

بدون شرح

بدون شرح

بگذارید بندبندم از هم بگسلد، هستیم در آتش دردبسوزد، وخاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبرمیکنم و خدای بزرگ خودرا عاشقانه میپرستم.

"شهیددکتر مصطفی چمران"

نمیخواهم از فضای جدید دانشگاه برایت بگویم، نمیخواهم از تفاوتهای دبیرستان و دانشگاه برایت بگویم، نمیخواهم از سختی درسهای دانشگاه در برابر درسهای دبیرستان برایت بگویم، نمیخواهم در مورد نحوه برخورد با استاد یا هم کلاسیهای جنس مخالفت برایت بگویم...

 

ادامه نوشته

تیم ملی والیبال ایران قهرمان آسیا شد

  قهرمانی تیم ملی والیبال کشورمان در شانزدهمین دوره مسابقات والیبال قهرمانی مردان آسیا را به همه تبریک می گویم

دانشجو اگر اين‏طور درس بخواند، اسلامى نيست !

 

   ارزشهاى اسلامى در دانشگاه بايد مورد مسابقه قرار بگيرد، اسلام در دانشگاه غريب نباشد. عمل و تعهد اسلامى يك چيز انگشت‏نما نباشد، نماز، امانت، صدق گفتار، صفا، برادرى، عمل جهادى، درس‏خواندن از روى علاقه و صميميت، كمك به يكديگر در فراگيرى، تلاش براى تعمق در معلومات و دانشهاى مختلف رايج باشد.

علم و دانش هم اسلامى و از اسلام است؛ والّا به دانشگاه رفتن و مقدارى از بيت‏المال و امكانات مردم را مصرف كردن، و بدون اين‏كه يك نفر به علم دل بدهد و به فراگيرى اهميتى بدهد، فقط براى اين‏كه بتواند سرهم‏بندى، تكه كاغذى به دست بياورد و در سايه‏ى آن شغلى بگيرد، تا پولى گير بياورد - نه اين‏كه شغلى بگيرد، تا كارى بكند - اين‏كه اسلامى نيست. دانشجو هم اگر اين‏طور درس بخواند، اسلامى نيست. استاد هم اگر اين‏طور درس بدهد، اسلامى نيست.

[28/9/1369]

 

از حالا به فکر باشید...

 

اگر در جوانى انسان مهذب شد، شد. اگر در جوانى خداى نخواسته مهذب نشد، بسيار مشكل است كه در زمان كهولت و پيرى كه اراده ضعيف است و دشمن قوى، اراده انسان ضعيف مى‏شود و جنود ابليس در باطن انسان قوى، ممكن نيست ديگر آن وقت. اگر هم ممكن باشد بسيار مشكل است. از حالا به فكر باشيد؛ از جوانى به فكر باشيد. الآن هر قدمى كه شما برمى داريد رو به قبر است. هيچ، هيچ معطلى ندارد؛ هيچ ا شكالى ندارد. هر دقيقه‏اى كه از عمر شريف شما مى‏گذرد، يك مقدارى به قبر و آنجايى كه از شما سؤالات خواهند كرد و همه مسئول خواهيد بود، داريد نزديك مى‏شويد.

... بايد فكر كنيد؛ بايد در اين مطلب تأمل كنيد؛ مراقبه كنيد. اخلاق خودتان را مهذب كنيد؛ مهذبتر كنيد ان شاء اللَّه؛ اعمال خودتان را منطبق با اسلام كنيد، با احكام اسلام كنيد، تا ان شاء اللَّه موفق بشويد.

[صحيفه امام، ج‏2، ص 41]

 

رهنمودهای رهبر انقلاب به دانشجویان جوان-2

خصوصیات دانشجو

          رهبر انقلاب نه تنها به بیان اهداف آینده ی حرکت دانشگاه ها و دانشجو می پردازند که خصوصیات رهروان اصلی این حرکت، یعنی دانشجویان را نیز بیان می کنند.

          اولین خصوصیت یک دانشجو در نظر رهبر انقلاب، تقوا و ایمان اوست. ایمانی که باعث حرکت استوار در این راه می شود. «براى اينكه ما بتوانيم به اين آينده‏هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ باهمتِ پُرانگيزه‏ى مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه‏بلد داريم. يكى از شرايط اصلى‏اش مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اينكه ميگوييم تشكلهاى اسلامى...

ادامه نوشته

رهنمودهای رهبر انقلاب به دانشجویان جوان-1

رهنمودهای رهبر انقلاب به دانشجویان جوان

من، تو، دانشگاه

          دوباره ماه مهر آمد. دوباره ساعت ها را به عقب کشیدند. دوباره هوا جوری شده که نه سرد است و نه گرم. کم کم برگ درختان در حال ریختن است. بوی پاییز می آید. اما برای خیلی از جوان های ایرانی، پاییز بوی دیگری می دهد و دلیل آن هم بازگشایی مجدد دانشگاه هاست. اما این که وظیفه ی چند میلیون دانشجوی در حال تحصیل کشور چیست را باید....

ادامه نوشته

گنجی که تو داری...

 

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار می شوی، ناگهان حس عجیب و البته ناگواری تو را به خود متوجه می سازد. هر چه چشم هایت را می مالی و تلاش می کنی که اطرافت را ببینی، موفق نمی شوی! وقتی جلوی آینه می ایستی، خودت را در تاریکی و سیاهی گم می بینی. در آن لحظات است که قدر آن نور همیشگی...

ادامه نوشته

سخنان مهم دکتر مرتضی آقاتهرانی

سخنان اخیر مهم دکتر مرتضی آقاتهرانی در مورد رابطه احمدی نژاد و رهبری 


دانلود با لینک مستقیم

حجم: 19.6MB